|
|
|
||||
|
بسم رب المهدی
دیگه کم کم داره رنگ بوی ماه رمضان پیدا میشه برای همین این صدا رو می شنوید خوب بحث زنان فاطمی قسمت چهارم
نسیبه نسیبه ، دختر کعب بن عمرو ، از بانوان نمونه اسلام بود که به همراه شوهرش « زید » و دو فرزندش« عبدالله » و« حبیب » در نبرد احد شرکت کردند و با استقامت و شجاعت خویش ، حماسه ها آفریدند . وی در آغاز درگیری ، مشک آب را برداشته ، به مجروحان آب می داد . در این میان ، چشمش به فرزندش افتاد که زخمی شده است . با دست خود ، فرزندش را مدارا کرد و برای شرکت مجدد در جنگ به او گفت : « پسرم ! بپا خیز و جنگ کن ! » نسیبه همچنان به یاری رزمندگان می شتافت . ناگهان متوجه شد عده ای از مسلمانان ، پیامبر را تنها گذارده و پا به فرار نهاده اند ؛ لذا برای حفاظت از جان پیغمبر اسلام (ص) مشک آب را به کناری انداخت و با دشمن به نبرد پرداخت و دوازده زخم شمشیر و نیزه را به جان خرید . نسیبه در هنگام نبرد متوجه شد که پسرش عبدالله نیز می خواهد فرار کند . جلوی او را گرفت و گفت : « پسرم !به کجا می گریزی ؟ آیا از خدا و رسولش فرار می کنی ؟ » در همان حال یکی از سپاهیان اسلام ، سپرش را بر شانه گذاشته بود و قصد فرار داشت . پیامبر اکرم (ص) به وی فرمودند : « حال که فرار می کنی ، سپرت را بینداز ! » او سپر را اندخت ، نسیبه آن را برداشت ، کافری رسید و شمشیری را به سوی او فرودآورد ، نسیبه با سپر شمشیر را برگردانید و با یک ضربه اسبش را از پا در آورد . پیغمبر (ص) به عبدالله بن زید فرمودند : « مادرت را کمک کن . » عبدالله با سرعت به کمک مادر شتافت و به همراه مادرش آن کافر را کشتند . نسیبه همچنین در جنگ حنین شرکت کرد و زمانی که فرار مسلمانان ضعیف الایمان را در جنگ دید ، خاک از زمین بر می داشت و بر سر و روی فراریان می ریخت و می گفت : « کجا فرار می کنید ؟ آیا از خدا و رسولش می گریزید ؟ » پس از رحلت پیامبر (ص) در نبردی بین قوای اسلام و سپاه مسیلم کذاب به نبرد پرداخت و انتقام فرزندش را از مسیلم گرفت و خود نیز در آن جنگ یک دستش قطع شد .
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 21:8 توسط بنده خدا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم رب المهدی
سال پیش همچین روزهایی ما با توکل به خدا زندگیمون رو شروع کردیم و الان ۱ سال می گذرد اگر پست قبلی رو خونده باشید ( که خیلی کم کسی خوندش و اومد عروسی ) کارت عروسیمون و بود امسال هم بعد ۵ سال دوری امام رضا علیه السلام طلبیده اونم روز
میلاد با سعادت منجی عالم بشریت حضرت مهدی عج
اونم روز سالگرد ازدواجمون
دارم لحظه شماره می کنم برای حرم آقا انشا الله خدا قسمت شما کنه السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ع
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 12:2 توسط بنده خدا
|
|
|||||
|
|||||