تبليغاتX
خرابه کوچه کربلا
'http://www.blogfa.com/layouts/techno/6.jpg'

بسم رب المهدی

سلام

اینم کارت تولد فاطمه خانم بعد نگین نگفتی .. دعوت نکردی

بعدش هم اگر کسی ادرس می خواد برای اومدن به من بگه

ولی اگه می خواین کادو بدین  به این ادرس بدین گیلان - لنگرود -خ امام خمینی -

روبروی سینما -پاساژ امینی -  فروشگاه ایثار

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 21:57  توسط بنده خدا  | 

بسم رب المهدی

سلام

میلاد با سعادت حضرت فاطمه زهرا (س)

و تولد ۶ سالگی وبلاگ و تولد خودم  مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 18:7  توسط بنده خدا  | 

انتخابات است ای ملت به پیش

تا کنیم آباد ما ایران خویش

دشمن از این شرکت مواج و بیش

می شود با حرکت ما ، مات و کیش

جان فدای مرز و بوم خاک باد

زنده بادا دولت احمد نژاد

***

قطره ای هستی تو در این سرزمین

انتخابی کن به تحقیق متین

تا ادا سازی تو بر تکلیف دین

با درایت بهترین را برگزین

رهبرت را کن تو با این کار شاد

زنده بادا دولت احمد نژاد

***

نهضت ما هدیه ی صدها شهید

در زمستان این بهار آمد پدید

صبح صادق آمد و شب را درید

پیک رحمت ز آسمان حق رسید

بهر وحدت تفرقه را بر ، ز یاد

زنده بادا دولت احمد نژاد

***

فکر کن ایران ما چون خانه ای است

صاحب آن رهبر فرزانه ای است

او چو شمع و ملتش پروانه است

شرکت ما حرکت جانانه ای است

هست میزان ، جمع آرای زیاد

زنده بادا دولت احمد نژاد

***

باش در بحبوحه ی این روزگار

حامی این دولت خدمتگزار

کن چنان یا رب که در پایان کار

تو زآنها شاد و آنها رستگار

حادم ملت شد از خیرالعباد

زنده بادا دولت احمد نژاد

***

کیمیائی شاعری از لنگرود

بر حمایت چند بیتی را سرود

رای تو ای هموطن هر کس که بود

بر حضور و جلوه سبزت درود

پخش قول حق بود نوعی جهاد

زنده بادا دولت احمد نژاد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 18:20  توسط بنده خدا  | 

غذای بهشتی

علی‏علیه السلام دیناری قرض گرفته بود که با آن چیزی تهیه کند تا شدت گرسنگی را از فاطمه‏علیها السلام و فرزندانش رفع کند. مقداد را دید که از گرسنگی شدید اهل و عیالش خبر می‏دهد، حضرت، دینار رابه او بخشید. بعد از خواندن نماز ظهر و عصر، پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: ای ابالحسن آیا شما چیزی در منزل دارید تا به منزل شما بیایم، علی‏علیه السلام بر اثر خجالت و حیاء از پیامبرصلی الله علیه وآله عرض کرد: تشریف بیاورید. پیامبر اکرم‏صلی الله علیه وآله دست علی را گرفته و با هم وارد خانه زهراعلیها السلام شدند، او در حال نماز بود و پشت‏سر وی ظرفی بود که از آن بخار برمی‏خاست.

وقتی صدای پیامبرصلی الله علیه وآله را شنید، از محراب نماز خارج شده و به پدر بزرگوار خویش سلام کردد. پیامبر اکرم‏صلی الله علیه وآله بعد از جواب سلام فرمودند: برای ما غذایی بیاور، خداوند رحمتش را بر تو نازل کند.

فاطمه‏علیها السلام ظرف غذا را آورده، در مقابل پیامبرصلی الله علیه وآله و علی‏علیه السلام نهاد. علی‏علیه السلام سؤال کرد: ای فاطمه! این طعام از کجاست؟ من هرگز طعامی به این خوشرنگی ندیده و خوشبوتر از آن بوئی استشمام نکرده و خوش مزه‏تر از آن نخورده‏ام.

رسول اکرم‏صلی الله علیه وآله دست مبارک خود را بین دو کتف علی‏علیه السلام نهاد، مختصری فشرد و فرمود: این پاداش دیناری است که تو در راه خدا دادی.

آن گاه اشک رسول خداصلی الله علیه وآله جاری شد و فرمود: سپاس خدای را که ابا می‏کند که شما را بدون مزد و پاداش از دنیا ببرد. ای علی! پروردگارت می‏خواهد آنچه را که بر زکریا جاری فرموده، بر تو نیز جاری نماید.

آنگاه رو به حضرت زهرا کرد و فرمود: «ویجریک یا فاطمة فی المجری الذی اجری فیه مریم «کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقا قال یا مریم انی لک هذا قال هو من عندالله; و تو را ای فاطمه در همان مسیری که مریم را حرکت داد، پیش برد. [چنان که قرآن می‏گوید:] «هر گاه زکریا وارد محراب او می‏شد، غذای مخصوصی در آن جا می‏دید، از او می‏پرسید: ای مریم، این را از کجا آورده‏ای؟! می‏گفت: این از سوی خداست.» (20)

قابل دقت است هرچند این غذا پاداش عطای علی‏علیه السلام است و کرامتی برای او به حساب می‏آید، ولی برای فاطمه‏علیها السلام نیز کرامت محسوب می‏شود; چرا که خداوند به احترام او چنین میوه‏ای را از بهشت فرستاده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 19:32  توسط بنده خدا  | 

بسم رب المهدی

.......... چی بگم

اقا جان.. یه سال دیگه هم گذشت هاا ....

نمی خوای ظهور کنی؟؟

شنیدم یه روز جمعه میای!!

شنیدم تو عید ما ایرانی ها میای!!

آقا .. امسال عیدمون روز جمعه هستا؟

یعنی میشه بیای؟

می دونم من که ....

برا خودم نه شاید اون ته ته دلم واسه خودمم باشه ها

ولی برا اون بنده های که منتظرتن بیا

اللهم عجل لولیک الفرج

می دونم تعدادشون زیاد نیست

بیشترشون فقط مثل من حرف میزنزن فقط

ولی آقا مطمئن باش اونها مثل من به یه تلنگور نیاز دارن تا بیدار شن

درسته همه برا خواستهای دنیایی شون نذر می کنن ولی آقا

همشون از ته دل شما رو دوست

اقا ... شنیدم برا شیعه هات گریه می کنین

از بس گناه می کنن

آقا ما لایق گریه هات نیستیم

گریه برای منی که همش یادم میره یه منتظرم؟؟

یادم میره یه آقایی دارم باید دعا کنم که بیاد؟

یادم میره ..............

آقا .... میدونم که با دعاهای امثال منه ناپاک ظهور نمی کنی

اقا خودت برای ظهورت دعا کن

مطمئنم خدا دعای شما رو قبول میکنه

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 10:33  توسط بنده خدا  | 

بسم رب المهدی

سلام اینم کارت دندونک فاطمه خانوم بعد نگین ما رو خبر نکردی؟؟؟!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 13:35  توسط بنده خدا  | 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 12:27  توسط بنده خدا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 11:25  توسط بنده خدا  | 

 

 بسم رب المهدي

عصرنو 40:تنها 9 ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي و در 5 آذر 1358 و يك ماه پس از تسخير آمریکا توسط دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، بنا به ضرورت به‌كارگيري نيروهاي مردمي و بنا به اقتضاي شرايط، حضرت امام خمینی (ره) فرمان تشكيل بسيج را صادر فرمودند.
نوپايي انقلاب، بروز بحران‌هاي داخلي و به هم ريختگي بنيه دفاعي كشور، ضرورت تشكيل بسيج را ايجاب مي‌كرد و حوادث سال‌هاي اول انقلاب صحت و ضرورت اين سیاست امام را به اثبات رساند.
خيل مشتاقان خدمت و مدافعان انقلاب و كشور از اقشار مختلف و در اقصي نقاط كشور در غالب نيروهاي بسيجي فعاليت خود را آغاز کردند و اولين تجربه آنها ياري رساندن به سپاه و كميته‌هاي انقلاب در قالب رويارويي با ضدانقلاب مسلح بود.
با شروع درگيري‌هاي مسلحانه داخلي به ویژه در كردستان که عملا همه توجهات معطوف به پايان دادن به آنها بود و با تهاجم گسترده عراق در 31 شهريور 59 و شروع جنگ تحميلي، فصل اساسي حضور بسيج و نقش‌آفريني این نهاد آغاز شد.
پیوند دغدغه دين‌داري ملت و شور انقلابي فرزندان آن با انگيزه دفاع از ميهن اسلامي و انقلابي، بسيج اين نهاد مردمي جديد را به بنيه دفاعي كشور افزود. مولفه ای كه در بررسي توان رزمي كشوراز ديد دشمن مغفول مانده بود.
درگير شدن در جنگي ناخواسته و تمام عيار، نابرابري سازمان و توان رزمي آن روز كشور، با صدام و حاميانش، عملا جنگ را به نبردي برابر تبديل کرد، به ویژه آن که به دليل وقوع انقلاب وتغييرات بنيادي در کشور، آمادگي لازم براي مقابله با متجاوزان وجود نداشت. ارتش ایران كه با حمايت و درايت امام توانسته بود از انحلال جان سالم به‌در برد به دنبال بازسازي خود و تثبيت نظم و انضباط واحدهایش بود و سپاه پاسداران هم نهادي نوپا و فاقد هرگونه تجهيزات لازم و آموزش و تجربه كافي براي مقابله با دشمن. در اين اثنا بسيج به عنوان يك نيروي جوشيده از متن مردم انقلابي درصحنه دفاع مقدس ظهور پيدا كرد.
با شروع جنگ و انجام عمليات‌ متعدد پارتيزاني و نامنظم، حركت ارتش عراق متوقف و تلاش براي بيرون راندن او از خاك كشور آغاز شد. به گونه ای كه در طول تمام عمليات‌ رزمندگان ایران اسلامی، نيروهاي بسيجي عمده قوا را تشكيل مي‌دادند و نسبت آنها با پاسداران حداقل 10 برابر بود. يعني نيروهاي بسيجي حاضر در جبهه‌ها با كل نيروهاي ارتش و سپاه با اين تفاوت كه عمده نيروهاي خط‌شكن و بيشتر فرماندهان تا رده دسته، گروهان و گاه گردان‌های سپاه از نيروهاي بسيجي بودند.
عنصر اساسي در تشخيص صداقت بسيجیان، داوطلب بودن آنان بود كه از فهم درست وقايع، تحليل عالمانه و از خودگذشتگي خالصانه براي خدمت صادقانه برخوردار بودند.
و به همين دليل بسيج مدرسه عشق نام گرفت و بسیجیان قهرمان نماد وارستگي از وابستگي‌هاي مادي شدند. آنان نخست از سيم خاردار نفس، قدرت، مقام و دنياطلبي عبور كردند تا توانستند از دشوارترين ميدان‌های مین و دیگر موانع دشمن عبور كنند. هنوز بخش عمده علاقه قلبي مردم ایران به بسيجيان از همين ويژگي‌های رزمندگان دوران دفاع مقدس ريشه مي‌گيرد.
كم نبودند و نيستند بسيجياني كه از درون سنگرهاي سرد يا از بيابان‌هاي سوزان و طاقت‌فرساي جنوب توانستند يك شبه ره صد ساله پيموده و از بسياري از رهروان طريق يار، سبقت بگيرند كه " ان‌الجهاد باب من ابواب الجنه" و فتح آن خاص اوليای خدا.
آن بسیجیان هم افتخار مقاومت و ايستادگي را نصيب ملت كردند و هم خود قله‌هاي رفيع خودسازي و افتخار را فتح كردند. به همين جهت بود كه امام و مقتدای انقلاب فرمودند " بسيج لشگر مخلص خداست كه دفتر تشكيل آن را همه مجاهدان از اولين تا آخرين امضا نموده‌اند. من همواره به خلوص و صفاي بسيجيان غبطه مي‌خورم و از خدا مي‌خواهم تا با بسيجيان محشورم گرداند، چرا كه در اين دنيا افتخارم اين است كه خود بسيجي‌ام".

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 19:38  توسط بنده خدا  | 

 

ـ جلال و جبروت فاطمه زهرا علیها السلام

آقای شیخ عبدالله موسیانی (ایشان از شاگردان آیة الله مرعشی(ره) بودند)نقل فرمودند به این كه حضرت آیة الله مرعشی نجفی به طلاب می‌فرمود: علت آمدن من به قم این بود كه پدرم سیدمحمود مرعشی نجفی (كه از زهاد و عباد معروف بود) چهل شب در حرم حضرت امیر علیه السلام بیتوته نمود كه آن حضرت را ببنید، شبی در (حال مكاشفه) حضرت را دیده بود كه به ایشان می‌فرماید: سید محمود چه می‌خواهی؟ عرض می‌كند: می‌خواهم بدانم قبر فاطمه زهراء علیهاالسلام كجاست؟ تا آن را زیارت كنم.

حضرت فرموده بود: من كه نمی‌توانم «بر خلاف وصیت آن حضرت»، قبر او را آشکار كنم. عرض كرد: پس من هنگام زیارت چه كنم؟ حضرت فرمود: خدا جلال و جبروت حضرت فاطمه علیهاالسلام را به فاطمه علیهاالسلام عنایت فرموده است، هر كس بخواهد ثواب زیارت حضرت زهرا علیهاالسلام را درك كند به زیارت فاطمه معصومه علیهاالسلام برود.

آیة الله مرعشی می‌فرمودند: پدرم مرا سفارش می‌كرد كه من قادر به زیارت ایشان نیستم اما تو به زیارت آن حضرت برو، لذا من به خاطر همین سفارش، برای زیارت فاطمه معصومه علیهاالسلام و ثامن الائمه علیه‌السلام آمدم و به اصرار موسس حوزه علمیه قم، حضرت آیة الله حائری در قم ماندگار شدم.

آیة الله مرعشی در آن زمان فرمودند: شصت سال است كه هر روز من اول زائـــر حضرتم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 19:23  توسط بنده خدا  |